میلاد منجی عالم بشریت ، حضرت مهدی (عج ) تبریک و تهنیت باد .
سلسله مباحث حقوقي در مجله ارتباط.بخش دوم. پي دي اف چاپ پست الكترونيكي

بسم الله الرحمن  الرحيم و به نستعين و الله خير ناصر و المعين

و با سلام و احترام باستحضار خوانندگان   عزيز  و گرامي  ميرساند :

بدنبال طرح سلسله  بحث هاي  حقوقي در جهت آشنائي با قوانين  موضوعه قبلاٌ تعاريف  واژه قانون  و اصطلاح  آن و انواع  آن در حد بضاعت بعرض رسيد و در اين مقاله بطور اجمال   مباحث حول دو محور  الف : تعريف واژه حقوق و اصطلاح  و انواع آن ,   ب : آشنائي  با  بعضي  از  مسائل حقوقي از نظر  ميگذرد .

 

حقوق ( Droit )

جمع « حق  » است و در فقه اسلامي  و علم جديد  هم   استعمال گرديده است  و شامل  حق  جزئي و کلي  هم  ميشود .

ودر  معني ديگر به علومي که از  قوانين موضوعه بحث نمايد حقوق  گويند و در حقوق  اداري  و کارگري  به اجرت و حق الزحمه   دريافتي   کارمند  و کارگر نيز گويند .

انواع  حقوق   بدين  شرح  است :

الف :   حقوق  شکلي

ب  :   حقوق ماهوي

حقوق شکلي  :  

به تکاليف و وظائف مندرج و  ناشي از آئين دادرسي مدني کيفري و انتظامي که حکايت  از چگونگي طرح  دعاوي و دفاع  در رسيدگي  مراجع صالحه  قانوني و روابط في مابين اصحاب دعاوي و محاکم  و وکلاء آنان  و روند اجراي  احکام نمايد  را اجمالاٌ « حقوق  شکلي »گويند .

 

حقوق ماهوي :

به امور ناشي از چگونگي دادرسي مدني  ,کيفري ,  انتظامي که حکايت از عوامل و مدارک  و موارد  و مستندات  دعاوي و دفاع  در ر سيدگي مراجع صالحه  قانوني را نمايد و در آن  صدور حکم  مستلزم  بررسي  تمامي  اسباب  و استناد به  آن  باشد  را حقوق   ماهوي  گويند.

(  1  )

حقوق اسلام ( شرعي )

به  امور  حقوقي ناشي ازکتاب و سنت و اجماع و عرف که به روابط انساني با انسان و خداوند تعيين تکليف نمايد حقوق اسلام  وشرعي گويند حقوق اسلام يکي از قوانين  5 گانه  جهان است  .

 

حقوق  رومياني

حقوق قديمي تا تاريخ تدوين  در زمان  ژوستي نبن  بعنوان يکي  از  قوانين 5 گانه  حقوق جهان است که  لرزسيهاي  اروپائي  و آمريکائي و روسي   از  اقمار  همين حقوق  هستند .

 

تذکر : 1- کشور  انگلستان   ا ز حوزه اين  حقوق  خارج  ميباشد .

2- مجموعه  قانون  مدني  فرانسه  هم از  همين قانون ميباشد.

 

حقوق  ايران

از  حقوق ايران قبل  از ظهور اوستا اطلاعي  در دست  نيست  و اما  بعد از  ظهور  اوستا  و شرح آن   بطور ابتدائي  در  ونديداو  آمده است  ولي در عصر  حکومت  اسلامي   قوانين  در حقوق  ايران  علي الاصول   قوانين  شرع  بوده  ولي   همزمان مقررات   عرفي  وجود داشت  همانند  قوانين  حقوق  اداري   و ماليات  و مجازاتهاي  بزه ها   ودر عصر  مشروطه تعدادي  از قوانين فرهنگ  غرب  به قوانين  ايران  تاثير گذشت  که قانون  تجارت  از  جمله آنهاست وبه قانون مدني که مقررات آن ماخوذه  از  فقه  اماميه است  و تقريباٌ نود درصد قانون مدني  را تشکيل  مي دهد و غالب آنها قول مشهور  فقها است وبهترين  متون قانوني ما  را  فراهم آورده است مواد   خارجي  مانند   اقامتگاه  , سجل احوال , تابعيت  , احوال شخصيه , کليات تعهدات , اسناد و امارات , اثر گذاشته  است .

 

حقوق شهروندان   « jus  civile »

حقوقي که فقط به سکنه يک شهر از کشوري  داده شود  ( در  برابر حقوق مردم کشور به کار رفته است ) مثال   : در تاريخ  حقوق رم   انتخابات   مخصوص  شهر  رم بود و سايراهالي  کشور از آن محروم   بودند   بعداٌ  اين حق  شهروندي  مردم رم  به  ساير بلاد   ايتاليا   داده  شد هر چند  که عملاٌ  نميتوانستند   درانتخابات  عمومي شکر  کنند  در   سالهائي  که هجرت   به مدينه   را تشويق    مي  کردند  حقوقي  براي  شهروندان مدينه مقرر  بود که  اعراب   باديه   و غيرمهاجرين  از آنها محروم   بودند .

( 2  )

حقوق خانوادگي Family  law( حقوق الاسره ) ( حقوق العائليّه )

مجموعه حقوقي    است که هدف آنها  تنظيم   روابط خانوادگي  است مانند حضانت   ولايت , حجر و قيوميت  , وصايت و غيره  ,

 

حقوق خصوصي

يعني  مباحث  حقوق مدني   خاص  و آئين دادرسي مدني  وحقوق تجارت که حقوق  خصوصي داخلي   ناميده ميشود   به علاوه  حقوق  بين الملل  خصوصي ,

 

حقوق  عمومي ( بشر ) droit des gens

در اين معاني  استعمال  شده است 1-  حقوق  بين الملل عمومي   2- حقوق  طبيعي  بين الملل  3-   در حقوق رم  به دو معني   استعمال  شده است .

الف : حقوقي که  در  قلمرو  کشور  روم   نسبت  به رومي  و اجانب  قابل اجراء  است  .

ب :   حقوقي که بين تمام مردم مشترک است  .

حقوق داخلي

حقوقي است که در قلمرو کشور درباره همه ساکنان آن اجراء ميشود خواه تبعه باشندخواه نه  ,

 

حقوق خارجه

قوانيني است  که ناظر   به روابط دول  با هم  و يا روابط اتباع   دول  با  يکديگر  است .

 

حقوق ديواني :

1-  نيم عشر  اجرائي در اجراء اسناد رسمي   را گويند

2-  حقوق دولتي  عمّال  دولت را گويند .

 

حقوق روستايي :

مجموعه قوانين و مقررات راجع  به  توسعه  و بهبود  کشاورزي  واستفاده از  اراضي   و مواد  فلاحتي  و روابط  زارع و کشاورز با مالک  يا دولت  يا بنگاه  هاي کشاروزي  مانند  شرکت تعاوني روستائي  و بانک اعتبارات کشاروزي  و جز اينها  است  .

( 3 )

حقوق  ثابته :

( مدني )   اگر حقي طبق  قانون  برا ي کسي  بوجود آمده  باشد سپس آن قانون  تغيير کند  و منسوخ گردد آن حق  از بين نمي رود و ثابت ميماند  در  بحث  عطف  قانون به  ماسبق    اين مطلب  مورد پيدا  ميکند .

 

حقوق جزا droit pega ( criminal  law )

1-در معني عام عبارت است از شعبه اي از علم حقوق که هدف آن پيش بيني ومجازات    کارهائي است که مغايرنظم اجتماعي است اين شامل حقوق جزاي ماهوي و آئين داردسي کيفري  است .

2- در معني خاص فقط  شامل  حقوق جزاي ماهوي است که جرم ها را تعريف   و مشخص  مي کند  و مجازات آنها وشروط مسئوليت کيفري را بازگو ميکند  اگراز جرائم اختصاصي  بحث کند نام آن«  حقوق جزاي اختصاصي »  است  , اگر  از جرائم عمومي گفتگو کند نام آن (  حقوق جزاي عمومي )  است .

دو مورد  ذيل  از  شعب حقوق جزا است :

اول – حقوق جزاي بين دول – لازم است که يک  سلسله قواعد جزائي بر دول  حاکم باشد و دولت هابه عنوان اشخاص حقوقي  در برابر  يک دادگاه جزاي   بين الملل  مسئول   باشند  مانند دادگاه نورمبرگ  که جنايتکاران جنگي بين المکلي  را محاکم کرد  و اکنون  هم دربدر  دنبال  صربهاي  بسني (  يوگسلاوي ) ميگردد   تا آنها  را  پشت ميزمحاکم بنشاندو تا اين   لحظه  دو نفر دستگير  و يک  نفر  هم موقع دست گيري    بر  اثر تير اندازي   کشته شد .

دوم -  حقوق جزاي  بين  الملل - علمي است که  موضوع  آن عبارت است  از  صلاحيت  مراجع کيفري کشور در برابرمراجع  کيفري کشور  خارج  و اجراي  قوانين جزاي خارجي ( شکلي و ماهوي ) نسبت به امکنه و اشخاص و اعتباراحکام جزائي صادر  شده  از خارجه  در داخل کشور .

 

حقوق جنائي :

حقوق جزا در معني  اعم است .

(  4  )

حقوق  حقّه

يعني  حقوق مشروع  و قانوني که به  صورت  حق جزئي  براي کسي  جلوه  کرده است .

 

حقوق  النکاح

( مدني )  ظاهراٌ  معادل  حقوق زوجيت است .

 

حقوق الولايات

( حقوق اداري ) يعني اهليت دارا شدن حقوق در رابطه با مناصب دولتي  , حق  اشتغال به مشاغل  دولتي (= حقوق سياسي ) وشرکت در حکومت جامعه خويش  , پس حق ولايت يعني حق سياسي.

 

حقوق انسان droit de l"homme

( حقوق عمومي )  آحاد مردم  از نظر انسانيت  داراي حداقل   حقوقي اند که ربط به  حيثيت و تابعيت و مذهب و نژاد ورنگ و جنس آنان ندارد  کميت اين حقوق  به طرز فکر يک ملت و فرهنگ آنان بسته  است دول  در روابط حقوق  بين الملل تمايل به رعايت حقوق انسان دارند .

 

حقوق انضباطي :

مقررات  صنفي  راجع  به  تخلفات   انضباطي  وسزاي  آنها  را گويند .

 

حقوق  ارثيه :

( مدني)  کليه  حقوق که به ارث  و وصايا  مرتبط   باشد. تقسيم ترکه   که جزو انتظامات  است  بيرون از مفهوم  اين واژه  است .

 

حقوق اساسي :

رشته اي  از حقوق داخلي هر  کشور  است که بحث ميکند از شکل  حکومت و سازمانهاي دولتي و حدود  حقوق و تکاليف  دول  اين تعريف  ناظر به حقوق اساسي مدون و مکتوب   است  در محکومت  هاي قديم  حقوق  اساسي نانوشته وجود داشت .

 

حقوق  الابدان :

( فقه - حقوق جزا )   جميع مقررات که در رابطه  با  بدن  انسان   باشند  مانند کيفرها که متوجه پيکر بزهکار  است  اما معلوم نشد که شامل  مقررات  حج و اعتکاف هم  ميشود   يا  نه .

( 5  )

 حقوق المسلمين

( فقه )  معادل و برابر حق الناس  (  حقوق الناس )  است  به واژه حق الناس  بنگريد .

 

حقوق اجتماعي

( حقوق  اساسي ) حقوق سازمانهاي  عاليه دولتي   در رابطه  با افراد جامعه  و در  رابطه با  يکديگر   مانند حق انتخاب   شدن  به وکالت مجلس و حق  وزارت و تصدي   وزارت و حق   رسيدن  به مناصب  قضائي .

 

حقوق  اداري

علمي  است که از  سازمانهاي اداري  و صلاحيت  و تکاليف   آنها در رابطه با مردمان  و يکديگر   بحث ميکند در اسلام  اين بحث مهم در کتب   احکام  السلطانيه  و کتب  حسبه درج شده است .

 

حقوق ادعائيه

حقوق مورد ادعاء  کسي   نسبت به  مالي  که  هنوز  در مراجع قضائي   طرح  نشده   باشد و يا   طرح  شده ولي حکم  لازم الاجراء  در آن  مورد صادر  نشده  باشد .

 
 

 

Friends Online

Powered by EvNix