میلاد منجی عالم بشریت ، حضرت مهدی (عج ) تبریک و تهنیت باد .
سلسله مباحث حقوقي در مجله ارتباط.بخش اول. پي دي اف چاپ پست الكترونيكي

بسم الله الرحمن الرحيم و الله  خير  ناصر و المعين  ؛

با عرض سلام و احترام :

و  آرزوي  توفيق الهي به حضور  خوانندگان ؛ مطالب  حاضر  در اجراي دستور  مدير عامل محترم  و اجاب فرمايش  اعضاء  محترم هيئت تحريريه مبني بر   طرح  سلسله   بحث هاي حقوقي  بمنظور آشنائي با قوانين  موضوعه ,   مطالب  و مواردي به استحضار  ميرسد تا  انشاء ا...  به مرور   مفيد فايده   باشد .

آنچه که  مسلم است  ضرورت  آگاهي  و آشنائي  و اطلاع  از  قوانين در   انجام وظائف   محوله اجتماعي  , بطور فردي و گروهي  , همانند آگاهي   از تعاليم    و مباني شرع انور  در انجام وظائف شرعي و بندگي    در  عبوديت در جامعه اسلامي   غير  قابل انکار است   و طبعاٌ  فرد آگاه   به امور مبتلابه  نسبت به   فرد نا آشنا  متفاوتند   لذا توجه دادن   نکات  مهم و ضروري به آحاد جامعه نسبت به  امور مربوطه   و آگاهي   بخشي  لازم  در اين خصوص  از نظر  و منظر عموم  غير قابل انکاراست  و در  جهت  آشنائي  انسان  با وظائف  فردي  و اجتماعي  و روشن  شدن  تکاليف  نسبت به  هر  مورد ضروري است  تا به  اصول  تبييني توسط  صاحبان  خرد و انديشه  و مورد توافق و قبول عامه آگاه  گردد  تا در  گذر  زندگي   وبهره از  عمر و توان  و امکان   بسمت   سعادت و آسايش   و آرامش رهنمون گردد  و مقصود  و مطلوب   حقيقي خود را   بيابد که تحقق  آن  جز  به آشنائي  قوانين شرعي  و اجتماعي  نخواهد  بود .

ازطرفي بمنظور بهره  ازموازين قانوني و کشف و آشنائي با روابط موجود في مابين انسانها  وديگر مباني و روابط حقوقي , آشنائي با معاني واژه هاي  «  قانون » و « حقوق » و «  انواع  آنها » و غيره   بطور اجمال  در مقدمه  لازم بنظر  مي رسد که  قبلاٌ  به اين معاني  و انواع آن مي پردازيم .

قانون ( LOW , LAW )

لغتي  است سرياني به معني خط کشي بوده است ( droit canom   ) که قوانين  وضع شده توسط کليسا   بوده  و اما در اصطلاح  تعريف  قانون : عبارت  است  از قاعده اي  حقوقي  که مراجع قانونگذاري  تصويب  کننده  و معني ديگر هم : عبارت است از سلسله دستور العمل  هائي  است که به منظور  تنظيم  روابط  افراد  با   يکديگر   و افراد  با جامعه و جامعه با افراد  تدوين مي شود  که سابقه تاريخي  آن به تشکيل جوامع  ابتدائي  بر ميگردد ,  همانند  تصويب نامه  و آئين نامه و ... و اما  در معني   خاص   ,  در  قديم  به نظر  قانوني   در  الواح  و کتيبه  ها بوده  که در  محل  هاي  مخصوص    نصب  ميشد  مثل  کتيبه احورائي در خوزستان  و دفتر  ثبت املاک   جهت  تعيين ماليات  هر  ملک در عصر ايلخانيان گفته مي شد .

و در کتاب طب   ابن سينا  و کتاب   اپيکوروس   قانون  به معني   «  قاعده  »  «  اصل »  و« آئين »  نامبرده   شده  و در « فقه »   اسلام   از آن   بعنوان  «  شرع  » نام برده  مي شود .

( 1  )

 

 

 

 

 

انواع قانون  بدين شرح   است .

1- قانونگذاري : Legislation)   )  يعني   وضع قوانين  بوسيله  مجلس   شوري   ( دارالشوري )  ومرجع وضع کننده  قانون  را قانونگذار  گو يند .

2-  قانون اسلام ( قانون شرع ) : که شامل   سه قسم است  ,

الف  : آنچه  که   مستند   به کتاب   و سنت و سيره ائمه   است  ودر آن مطرح است  .

ب: آنچه که   در  فقه   از آن  مستندات استخراج   کرده  اند  .

ج : آنچه که در  کتاب   و سنت  و فقه    نيامده   باشد  آنرا عرفي  گويند .

 

3- قوانين در يک  دسته  بندي ديگر  به سه  قسم  ذيل  مطرح  شده  است .

الف قوانين :  1/الف : بين المللي  : قوانيني  هستند که محدوده حاکميتي  آنان به  سرتاسر جهان  از جمله   درياهاي آزاد و فضائي   ماوراء  کره زمين  ميباشد .

  • قانون  محلي :  (  بين الملل  خصوصي )  اگر کسي ساکن کشوري ديگري گردد قانون  آن کشور              ( قانون محل ) مجري  است نه قانون  کشور متبوع  وي ,
  • قانون ملي :  ( Loi nationale  ) قانون دولت متبوع  انساني که مقيم کشور ديگري است به اقامت موقت  يا دائم .
  • قانون محل عقد  : (  بين الملل  خصوصي )  قانون حاکم بر عقود در روابط بين الملل , قانون کشوري است  که عقد   در  آنجا  منعقد شده است  ولو  آنکه   عاقد يا   عاقدين   تابع  کشور ديگر  باشند .
  • نکته  : اگر عاقدين  تراضي   بر حکومت  قانون کشور ديگر   کنند نافذ است
  • قانون محل مال :  (  بين الملل   خصوصي ) قانون کشور ي که مال  مورد دعوي    يا وراثت  در آن کشور قرار دارد حاکم  بر وضع آن مال است  ولو آنکه  مال  تابع کشور ديگر  باشد .
  • قانون دادگاه  محل  : Loi de Juge = Loi de For) lex fori  ) (بين الملل خصوصي ) قانون دادگاهي  است که دعوي  درآن جا مطرح است .

2/الف : داخلي : قوانيني  هستند که محدوده حاکميتي آنان محدود به مرزهاي رسمي  يک کشور  ميگردد .

  • قانون  اساسي : اصول  حکمراني  و سازمانهاي   راجع به آن و اصول  مهم  حقوق عمومي  آحاد مردم در آن مقيد است  که اگر  کتبي   و به تصويب   مراجع  قانوني  مشخص  رسيده   باشد قانون اساسي   نوشته گويند و گرنه  عرفي   گويند  مانند  قانون  اساسي   بريتانيا که درتاريخ   ملتي پديد  آمده است .

( 2  )

 

 

 

 

 

  • نکته :  اولين قانون اساسي   اسلامي   به دست  حضرت رسول   اکرم  ( ص )   فراهم گرديد که نزد  مسمانان  به عهد نامه يثرب  معروف است .
  • و اولين قانوني اساسي درجهان در الواح بوغاز ترکيه کشف شد که شامل  قواعدي  است راجع به سلطنت موروثي ؛ سلطاني بنام تلپي نوس آن  را وضع کرده که در آن حدود حقوق مردم   و امراء و پادشاه  را وضع نموده است .( عام , داخلي )
  • قانون آئين دادرسي ( قانون مرافعات )=به مقررات رسيدگي (طرق  الحکم که قضات دررسيدگي هاي مدني و امور حسبي ( قانون آئين دادرسي مدني ) و رسيدگيهاي کيفري (قانون آئين دادرسي کيفري ) ورسيدگي هاي اقشارو صنف خاص هم ازقوانين مرتبط خود متابعت ميکند . ( داخلي , عام , شکلي )
  • قانون برنامه : قانون  مصوب 8/12/1334 راجع به برنامه هاي عمران هفت ساله دوم ايران است .              ( داخلي  , خاص ) ,
  • قانون بودجه Lio  de budget :   (  ( Loi  de financesقانون سالانه که در آن مدخل عمومي و طرزخرج کردن آنها در فصول جداگانه  پيش بيني مي شد و اذن هزينه کردن به وزارتخانه ها داده ميشود . ( داخلي , خاص  )
  • قانون تذکر  : قانون  راجع  به  پاسپورت ( رواديد ) ,( داخلي  , خاص  )

 

ب قوانين : 1/ب  : عام  : مجموعه  قوانيني  هستند که شمول آنان نسبت به افراد و موضوعات  نياز  به  تصريح ندارد .

  • قانون مدني : اهم قوانين موضوعه و وارث فرهنگ اسلامي است که داراي مباحث : اسم واقامتگاه , احوال شخصيه , حجر و اهليت , قوميت  , حقوق خانواده  , اموال  و مالکيت  ,عقودو ايقات , که در ايران از سال 1307 تصويب  شد.( عام  , داخلي , ماهوي )
  • قانون مادر  ( ام الباب  )  قواعد : قوانيني  است که اساس کار است و در موارد سکوت قانون درجاهاي ديگر بايد به آن مراجعه کرد مثلاٌ درمسائل حقوق مدني  و تجارت هر جا که قانون ساکت باشد قوانين  بيع قانون مدني حاکم است ودر مسائل   استخدامي هر جا سکوت  قانون  روبرو شوند  قانون استخدام کشور ام الباب  است . ( داخلي , عام  )
  • قانون  جزاء  : در  معني  خاص  به قوانين گويند که جرمها و کيفر آن را  معين  کند ودر معني  عام علاوه  بر  جرم ها و کيفر ها قوانين   صلاحيت  دادگاههاي  جزائي  و سازمانهاي  کيفري  و قواعد  مرور  زمان کيفري  را گويند  که تا زيان آنرا ( قانون الجنائي ) گويند .
  • قانون اموال : قانون  ماليه عمومي است .
  • قانون  نامچه :  Code       مجموعه  قوانين را  گويند .

(  3  )  

 

 

 

 

 

  • قانون صوري : Lois  formelles  کليه   قانون  ما بجز  قانون اساسي را گويند .
  • قانون وضعي ( Loi dispositive ) : در خارج  قوانين الزامي قوانيني وجود دارد که اراده آحاد مردم   بر خلاف  آنها   نافذ  نيست  و شامل حال  محجوران  و غير محجوران است  مانند   قوانين  ماليات و مسئوليت مدني و آئين دادرسي  ,  صغير اگر   مال  ديگري   را تلف   کند   ضامن است اگر  عرضحال   از  طرف  او داده  شود   بايد   الصاق  تمبر کند ,  از عايدات  او ماليات  بايد بدهد بر عکس زکات که بر صغير نيست زيرا حکم تکليفي  است .

 

2/ب : خاص :مجموعه  قوانيني هستند که ناظر   به مورد مصرحه  مندرج در  آن بوده  و مشموليت خارج  از آنان  ندارد .

  • قانون تجارت : قوانين مربوط  به امور تجاري   اشخاص ( حقيقي  و حقوقي ) را گويند . ( ماهوي )
  • قانون چک : قوانين  مربوط  به  چک  بعنوان  وسيله  سهولت  مبادله   پول  و يا انتقال   وجه از  فردي   به فرد ديگر  راگويند . (  خاص  , داخلي , ماهوي  )
  • قانون کار :(نظام العمل والعمال) قوانين مخصوص ناظربرمسائل کار وکارگري و روابط کارگران وکارفرمايان است قانون محاسبات عمومي : مقررات بيان کننده طرز مصرف کردن وجوه عمومي مانند مقررات مناقصه و  مزايده و خريد و فروش  مايحتاج  و اموال  دولتي  و صرف کردن عايدات  دولت بر اساس قوانين بودجه , (  خاص , داخلي )
  • قانون مالياتي : مجموعه قوانين راجع به تعيين ماليات ها و طرز وصول آنها ؛(  خاص , داخلي , ماهوي  )
  • قانون عرف  : بجز  قانون اسلام و شرع  ما  سواي آن  را   قانون عرف  گويند . که  در اصل احکام  قانون (حکم حکومتي  ) گفته  ميشود .
  • قانون  ثبوتي  : قوانين  فاقد  جنبه اثباتي  است  همانند ماده 10   قانون مدني  ,
  • قانون  خصوص  مورد : قانوني  است  که در مورد  خاص  ( جزئي  منطقي )  وضع شده   باشد مانند قانون بهره  برداري  از جنگل ها و ...  ؛
  • قانون قوتات نحويليک : ( يار نحويي )   قوانين  قضاء  قوم  مغمول  بود که مطابق   عرف آنان در دادگاههاي خاص آن قوم   به وسيله يا نحو( امير يا نحو )  اعمال  ميشد .
  • قانون   اقامت (  نظام  الاقامه ) : قوانين راجع  به  اقامت   اتباع خارجه  در  يک مملکت  ,
  • 34-قانون  الامور ( قانون  قرار مأخوذ)  : مجموعه  نوشته  هائي توسط  غازان  مغول در  عصر  695 -704  هجري در خصوص  دفاتر مالياتي  را گويند .  
  • قانون  المدّه  : در عصر  ايلخانيان   به دفتري  که ميزان   ماليات   اشياء و اراضي  در آن از  طرف  دولت مقرر و نوشته  ميشد و اساس کار  در وصول   ماليات ها بوده است  گفته ميشد .
  • قانون آزمايش : در آغاز  مشروطه به  پاره اي  از  قانون ها که جنبه آزمايش و موقتي داشت گفته اند ,

(  4  )

 

 

 

ج- قوانين :       1/ج :  ماهوي : قوانيني هستندکه در مقام تعيين حکم شارع يا قانونگذار نسبت به روابط  افراد ميباشند و در  يک تعريف ديگر  : هر  قانوني که بيان احکام و يا موضوعات کند بدون نظر به اختلافات   و طرز  رسيدگي  و اثبات دعاوي  مانند  قانوني  مدني و تجارت  وجزاء  بيمه و ماليات ؛

  • قانون تعويض  ( قانون تکميل ) : قوانيني  است که مکمل  اراده  متعاقدين  (  يا  ايفاع کننده )  در  زمينه هائي است که آنان  سکوت  اختيار  کرده باشند   مصالح  عمومي  اقتضاء   ميکند که پيش  از  بروز  اختلافات  در متن قانون  حل  شود .
  • قانون  اثباتي : هر قانون که وسيله  اثباتي  امري  باشد   مانند ادله  ا ثبات دعاوي   و امور حسبي  وامارات  قضائي و قانون  ,
  • قانون  الزامي ( Loi  imperative )  : به قوانين تکليفي گويند که الزام مشترک بين امرو نهي  باشد .
  • قانون اختياري : قانوني که اجراء آن نسبت به  اختيار   مردم باشد   ماند توافق   عقود و ايقاعات  ,

 

2/ج : شکلي :  مجموعه قوانيني هستند که در مقام تعيين ترتيب رسيدگي به موضوعات در  محاکم و خارج   از آن ميباشد .و در  يک تعريف ديگر : قانون مرافعات  و امور  حسبي  که ناظر  به ادله اثبات دعاوي  و امور حسبي  و شيوه  رسيدگي  محاکم  و سازمان  قضائي   است مانند  قوانين آئين دادرسي   مدني و کيفري  ,

  • قانون لازم  الاجراء (  الواجب  التطبيق ) : قانوني است  که پس از تصويب  و نشردرروزنامه رسمي و رعايت مدت مقرر براي  اطلاع  عامه به اجراء نهاده ميشود .

 

 
 

 

Friends Online

Powered by EvNix