شهادت امام زین العابدین (ع) تسلیت باد
حق با استاد بود پي دي اف چاپ پست الكترونيكي
واقعه تاسف بار و رنج آوری که اخیرا برای صدرای کوچک و خانواده اش در بیمارستان خمینی شهر روی داد قلب هر انسانی را به درد می آورد و گذشته از بار احساسی آن، انسان را به تامل درباره علل و چاره جویی برای اجتناب از تکرار چنین وقایعی برمی انگیزد..

نفس رخداد این واقعه و نیز یادداشت کوتاهی که به قلم آقای امیر سیاح در سایت وزین الف در روز سه شنبه مورخه ۱۷ آذرماه ۱۳۹۴ در این باب منتشر گردید، مرا واداشت تا چند کلمه ای در این باب بنویسم.

خاطرم هست ۲۷ سال پیش هنگامی که در اولین روز آغاز سال تحصیلی با یک دنیا امید و آرزو و شور و شعف به عنوان دانشجوی پزشکی و پزشک آینده برای نخستین بار روی نیمکت سالن درس دانشکده پزشکی نشسته بودم. چشم و گوش همه دانشجویان تازه وارد به استاد کهنسالی بود که برای گفتن خیرمقدم و ارایه (به قول امروزی ها) نقشه راه ۷ سال آینده به دانشجویان پزشکی در آنجا حاضر شده بود.

بعد از تعارفات معمولی، استاد خطاب به ما سخنانی گفت که برای من و بسیاری دیگر از دانشجویان نه تنها خوشایند نبود، بلکه موجب رنجش و آزردگی ما نیز گردید. شاید به همین دلیل بود که آن سخنان هرگز از یادم نرفته و بعدها در زندگی حرفه ای ام به عنوان طبیب و اینک بعد از گذشت ۲۷ سال و با شنیدن آن چه بر سر صدرای کوچک و خانواده اش رفته و با مشاهده آن چه هر روز در گوشه و کنار کشورمان اتفاق می افتد، بیش از پیش به حقانیت و راستی سخنان استاد پی برده ام.

استاد گفت: در کشورهای پبشرفته و حتی در بلوک شرق (هنوز شوروی سوسیالیستی پابرجا بود و به چندین کشور تجزیه نشده بود)، روش پذیرش دانشجوی پزشکی مانند کشور ما مستقیم و بلافاصله بعد از فارغ التحصیلی از دبیرستان نیست. در آمریکا شما باید ابتدا در رشته دیگری تحصیل کنید و بعد از موفقیت در اخذ مدرک کارشناسی یا کارشناسی ارشد، اگر علاقه به تحصیل در رشته پزشکی داشته باشید، آن گاه باید برای ورود به این رشته اقدام کنید. آن هم امتحانات و مراحل خود را دارد که اکثر متقاضیان با آگاهی از آن ها عطای پزشک شدن را به لقایش می بخشند و به دنبال کار دیگری میروند، زیرا در می یابند که برای کسب ثروت و گذران زندگی راه های به مراتب ساده تر و کوتاه تری هم وجود دارد.

استاد ادامه داد: در آلمان شرقی (هنوز دیوار برلین برجا بود)، داوطلبین ورود به رشته پزشکی باید ابتدا یکی دو سال به عنوان پایین ترین کادر خدماتی بیمارستان ها و به رایگان به بیماران خدمت کنند. این افراد باید ثابت کنند که از ادرار و خون و مدفوع و ترشحات بیماران متنفر نیستند و شرایط سخت کار در بیمارستان را پذیرفته اند و به خاطر عشق به انسان ها و دانش پزشکی (و نه برای رفع نیاز مالی) وارد این کار شده اند.. به تدریج و در صورتی که بعد از یک تا دو سال صلاحیت ورود به آموزش پزشکی این افراد برای اساتید محرز شد، آن گاه می توانند در امتحان ورودی رشته پزشکی شرکت کنند.

نتیجه گیری استاد از این سخنان ساده و گزنده بود: من اعتقاد راسخ دارم، فقط کسانی باید وارد تحصیل در رشته پزشکی شوند که نیاز مالی چه قبل از فارغ التحصیلی و چه بعد از آن نداشته باشند و ناچار نباشند برای امرار معاش به این حرفه بپردازند. ایشان خود نیز از خانواده های مرفه و معروف بود و اموراتش نه از درآمد طبابت، بلکه از محل درآمدهای دیگری تامین می شد.

۲۷ سال پیش، این سخنان به کام من که جوانی از یک خانواده متوسط شهرستانی بودم و با تلاش بسیار از سد کنکور گذشته و وارد یکی از بهترین دانشکده های پزشکی شده بودم، بسیار تلخ و ناخوشایند بود.

شاید امروز نیز برای بسیاری از همکاران و هموطنان من قابل پذیرش نباشد و من و استادم را متهم به داشتن افکار طبقاتی و تبعیض آمیز بنمایند.

ولی واقعیت این است که حق با استاد بود!
وجود رابطه مالی بین پزشک و بیمار آفتی است که امروزه به جان بیماران و پزشکان هر دو افتاده است و موجب شده تا حقوق بیمار، اخلاق حرفه ای و اجتماعی، حیثیت پزشک و خلاصه هر آنچه که با ارزش بود و باید حفظ می شد، به باد فنا برود.

خوب است همین جا بگویم که سرانجام من هم به سفارش استاد عمل کردم و خوشحالم که سال هاست اموراتم نه از درآمد مطب، که از محل دیگری می گذرد.

این که چرا به این نقطه رسیده ایم نیاز به بررسی و کنکاش بیشتر دارد که از حوصله این سخن بیرون است، اما به چند مورد به اختصار می توان اشاره کرد:
۱- عمل نکردن وزارت خانه ها، تامین اجتماعی، بیمه ها و سایر ادارات و سیستم های حمایتی به وظایف خود و انتقال بار مالی درمان به پزشکان و بیماران
۲- پرداخت سوبسید درمان از جیب مراکز درمانی و پزشکان
۳- وصل کردن درآمد ماهانه پزشکان شاغل در مراکز درمانی به میزان تجویز آمپول و سرم و عمل و ...... (تحت عنوان کارانه)
۴- اخذ مالیات مضاعف از پزشکان شاغل در بخش خصوصی
۵- عدم افزایش سالانه حق ویزیت و ضرایب اعمال جراحی و تخصصی پزشکان منتاسب با نرخ تورم در ۳۰ سال اخیر
و ........

حلاصه کلام اینکه، شاید هنوز دیر نشده باشد. برای اینکه آب رفته را اگر نه به تمامی، اندکی به جوی بازآوریم، باید رابطه مالی بین پزشک و بیمار را چه در بخش خصوصی و چه در بخش دولتی از بین ببریم.

در بسیاری ازکشورهای پیشرفته جهان، سه گروه از شاغلین بخش خدمات بیشترین حقوق را از دولت دریافت می کنند و هیچگونه ارتباط مالی با دریافت کنندگان خدماتشان ندارند.: معلمین، قضات و پزشکان.

وجود ارتباط مستقیم مالی بین هریک از صاحبان حرف فوق و دریافت کنندگان خدمات، حاصلی جز فساد ندارد.

امروز فکر چاره کنیم، فردا خیلی دیر است.
 
 

 

Friends Online

Powered by EvNix